تحقیر متکبر
گويند سر سعدي شيراز طاس و بدون مو بود. روزي او با يكي از دانشمندان زمان خود سرگرم بحث بود. آن دانشمند كه خود را در برابر سعدي مغلوب و شكست خورده ميديد و در برابر دلايل او درمانده بود با لحني پرخاشگرانه گفت: من به اندازة موهاي سرتو درس خواندهام.
سعدي بيدرنگ كلاه (عمامه) از سر بداشت و به حاضران گفت، سر مرا بنگريد تا اندازة علم آقا براي شما آشكار گردد![1]
[1] . حكايتهاي شنيدني، ج 4، ص 12.
سعدي بيدرنگ كلاه (عمامه) از سر بداشت و به حاضران گفت، سر مرا بنگريد تا اندازة علم آقا براي شما آشكار گردد![1]
[1] . حكايتهاي شنيدني، ج 4، ص 12.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 10:38 توسط سوگند
|