معرفی وبلاگ کتابخانه گفتمان دینی

وبلاگ کتابخانه گفتمان دینی

http://ketabgoftomanedini.blogfa.com/

جملات زیبا

هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده اید .

جبران خلیل جبران

نرم افزار تغذيه در ماه مبارك رمضان و آموزش آشپزي...

از سايت گفتمان ديني دانلود كنيد


دروغ


یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند ولی در همین مدت یک راست هنوز دارد بند کفشهای خود را می بندد تا حرکت کند.

 

 

گفتمان دینی (زندگی دینی در هزاره سوم)

 

کلیک

.•*´¨`*•. دانلود کتابهای مهدویت .•*´¨`*•.

 

برای دانلود کتاب اینجا کلیک نمایید.

ولادت با سعادت امام مهدی علیه السلام



ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید

جملات زیبا

دانش، ارزش آن را دارد كه براي آن رنجها بكشي
"فردوسی"

نرم افزارهاي پرتابل توليدي گفتمان ديني


 ا ز فاطمه برايم بگو 

 باقرالعلوم 

 النبي الاكرم 

 فروغ هدايت 

 علمدار عشق

دلخون

ویژه نامه الکترونیکی ●●● علمدار عشق ●●●

ویژه نامه ولادت  حضرت ابوالفضل عباس

دانلود

ويژه نامه سالروز ولادت امام حسين عليه السلام

ويژه نامه ي الكترونيكي فروغ هدايت به مناسبت سالروز ولادت امام حسين عليه السلام

دانلود از اینجا

ولادت امام حسین علیه السلام

ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و خجسته باد.

سرور آزادگان
سوم شعبان كه دلها منجلى است
عيد ميلاد حسين بن على است
عيد ميلاد على را نور عين
سرور آزادگان يعنى حسين
دم به دم گويم من از جانان عشق
يا حسين اى سرور و سلطان عشق
خادم كوى تو باشد جبرئيل
عرش بر نام تو مى ‏بندد دخيل

عرش حق بايك اشاره مست تو
آسمانها و زمين
در دست تو
اى چراغ راه و كشتى نجات

تحت فرمان تو باشد كائنات

حسرت


 روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباسهای کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه می کرد ، ماشین گران قیمتی جلوپارک ایستاد و مرد شیک پوشی از آن پیاده شد و با احترام در ماشین را برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد .
با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشید . آنهاکودک را روی تاب گذاشتند .
خدایا ! چه می دید !
 پسرک عقب مانده ذهنی بود . با نگاه به جستجوی فرزندش پرداخت ، او را یافت که با شادی از پله های سرسره بالا می رفت . چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد .

  

جای خالی

خیلی چاق بود. پای تخته که می رفت ، کلاس پر می شد از نجوا.
تخته را که پاک می کرد ،بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.
آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود.یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده
و شلیک خنده کلاس را پرکرد.معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد دیوار چسباند.
لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او راهیچ کس پر نکرد...
 

داستان

- چرا گرفته دلت ،مثل آنکه تنهايي.
-
چقدر هم تنها
!
-
خیال مي کنم

دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي
.
-
دچار يعني

-
عاشق
.
-
و فكر كن كه چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك،دچار آبي بيكران باشد
.
-
چه فكر نازك غمناكي
!

********************

.........
ماهي كوچك دچار آبي بي كران بود. آرزويش همه اين بود كه روزي به دريا برسد. و هزار و يك گره آن را باز كند و چه سخت است وقتي كه ماهي كوچك عاشق شود. عاشق درياي بزرگ. ماهي هميشه و همه جا به دنبال دريا مي گشت، اما پيدايش نميكرد. هر روز و هز شب مي رفت، اما به دريا نمي رسيد. كجا بود اين درياي مرموز گمشده پنهان كه هر چه بيشتر مي گشت، گم تر مي شد و هر چه كه مي رفت ، دورتر
....

ماهي مدام مي گريست، از دوري و از دلتنگي.و در اشك و دلتنگي اش غوطه ميخورد. هميشه با خود مي گفت: «اينجا سرزمين اشكهاست .اشك عاشقاني كه پيش از منگريسته اند، چون هيچ وقت دريا را نديدند؛ و فكر مي كرد شايد جايي دور از اين قطره هاي شور حزن انگيز دريا منتظر است


ماهي يك عمر گريست و در اشكهاي خود غرق شد و مرد ،اما هيچ وقت نفهميد كه دريا همان بود كه عمري در آن غوطه مي خورد
.

********************

قصه كه به اينجا رسيد، آدم گفت: «ماهي در آب
بود و نمي دانست، شايد آدمي با خداست و نمي داند. و شايد آن دوري كه عمري از آن دم زديم، تنها يك اشتباه باشد.... »
آن وقت لبخند زد. خوشبختي از راه رسيد و بهشتهمان دم برپا شد....

کتاب دفاع مقدس

 

زندگینامه شهید زین الدین

دانلود

فصل لبخند

فصل لبخند است و دل‌ها، شاد شاد
جشن میلاد است، میلاد جواد
می‌وزد نور جواد از آسمان
می‌دهد بنیاد ظلمت را به باد
کیست او؟ پایان فصل تشنگى
روح باران، عصمتی دریا نژاد
کیست او؟ ‌بحر کرامت، عرش عدل
آسمان جود، رحمت را چکاد
کیست او؟ ‌ماه مدینه،‌مهر عشق
آن‌که عصمت را به گل‌ها یاد داد
کیست او؟ ‌نوری فراتر از خیال
خصم شب، کوبنده ‌ظلم و فساد
کیست؟ صبح صادق غیرت، ‌تقى
کیست او؟ آیینه عصمت، جواد
فصل لبخند است و دل‌ها شاد شاد
آسمان، نور تقی را مژده داد


فصل رحمت و مغفرت

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

" رجب ، " ریزان" نامیده شده است ، چرا كه در این ماه ، رحمت خداوند بر امت من فرو می ریزد."

رجب از راه می رسد، قدر حضورش را بدانید كه ناگاه خواهیم دید در حال وداع است.
 

ويژه نامه ولادت امام محمد باقر علیه السلام

دانلود كنيد

منبع:گفتمان دینی

 

دوبیتی

 
در غمش هر شب به گردون پیک آهم می رسد
صبر کن! ای دل شبی آخر به ماهم می رسد
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟
کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد



حشرات در زیر میکروسکوپ

 
 
ادامه نوشته

«دا» سفر به ژرفای یك حماسه

«دا» در لهجة كردی به معنای مادر است. راوی كتاب «دا» و خاطره‌نگار ان این اسم را به نشان سپاس و قدردانی از مادر راوی كتاب و تمامی مادران شهدا «دا» انتخاب كرده‌اند.
زهرا حسينى، راوی خرمشهری كتاب «دا» به هنگام اغاز جنگ دختری هفده ساله است. او در روزهای نخستین جنگ و به فاصله پنج روز پدر و برادرش را نبردهای خرمشهر از دست می‌دهد. زهرا به همراه خواهرش لیلا در غسالخانه‌ای در خرمشهر غساله زنان خرمشهری را به عهده می‌گیرد. خرمشهر در آستانه سقوط است؛ اما او به مانند بسیاری از مردم از شهر خارج نمی‌شود و حتی در مقاومت‌های خرمشهر شركت می‌كند. تركش به ستون فقراتش اصابت می‌كند و به شدت مجروح می‌شود.
اخرین مدافعان خرمشهری پس از مقاومتی دلیرانه از شهر خارج می‌شوند و خرمشهر به خونین‌شهر تبدیل می‌شود.
ادامه نوشته

تحقیر متکبر

گويند سر سعدي شيراز طاس و بدون مو بود. روزي او با يكي از دانشمندان زمان خود سرگرم بحث بود. آن دانشمند كه خود را در برابر سعدي مغلوب و شكست خورده مي‌ديد و در برابر دلايل او درمانده بود با لحني پرخاشگرانه گفت: من به اندازة موهاي سرتو درس خوانده‌ام.
سعدي بي‌درنگ كلاه (عمامه) از سر بداشت و به حاضران گفت، سر مرا بنگريد تا اندازة علم آقا براي شما آشكار گردد![1]

[1] . حكايتهاي شنيدني، ج 4، ص 12.

اندیشه خندان

امروزه در بسيارى از تحقيقات روانشناسى اجتماعى ثابت شده كه وقتى به كسى محبت مى كنيم، چه محبت كلامى - از طريق گفتار كلامى - و چه محبت غيركلامى - به عنوان مثال دست دادن - باعث بالا رفتن سطح سرتونين - ماده اى كه كمبود آن باعث بروز افسردگى در انسان مى شود - در شخص محبت كننده، طرف مورد محبت و همچنين شاهدان و ناظران ماجرا مى شود.
در فرهنگ اسلامى و ضدحرمان ما، يأس و نااميدى يكى از نشانه هايى است كه فرد از جاذبه رحمت الهى خارج شده است. چنان كه غايت الآمال العارفين در دعاى كميل سرشار از انرژى مثبت و نشاط است!
بطور كلى اگر به فرهنگ اسلامى - شيعى خود از جنبه هستى شناختى Ontolagic بنگريم به ايجاد شادى و نشاط مندرج در آن پى مى بريم.
چنان كه وجود رخوت و سكون در ابعاد مختلف اسلام، مورد انكار قرار گرفته و روحيه موجود در فرهنگ اسلامى، روحيه پويايى و حركت رو به جلو است. همچنان كه اقبال لاهورى در يكى از اشعار خود مى گويد: 

 هستم اگر مى روم گر نروم نيستم

ادامه نوشته

 

 

 

ویژه نامه الکترونیکی ●●● از فاطمه برایم بگو ●●●دانلود کنید

خوشبختی بدون پرداخت هزینه

مطالبی را که می‏خوانید به نوعی نگاشته شده که برای رسیدن به خوشبختی، مسیر آسان‏تری را بپیمایید و از زندگی پرپیچ و خم عبور کنید، در نهایت این مطالب به شما کمک می‏کند که امید به زندگی را در خود هر چه بیشتر پرورش دهید.

ادامه نوشته

صبر

در میان پیامبران الهی که هر یک ویژگی خاصی از فضایل اخلاقی را دارا بودند حضرت ایوب علیه‌السلام به عنوان پیامبر صبور شناخته می‌شود او الگوی صبر و استقامت در برابر مشکلات بود به همین دلیل حالات او در سوره «ص» موقعی که مسلمانان در مکه تحت فشار شدید قرار داشتند به عنوان یک سر‌مشق بزرگ نازل شد و به مسلمانان درس صبر و استقامت داد.

در آیه 44 سوره صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آمده است:
ما ایوب را شکیبا یافتیم، چه بنده خوبی بود که بسیار باز‌گشت کننده به سوی خدا بود.

حضرت ایوب به عنوان یک آزمون بزرگ گرفتار مصائب عظیمی شد تا درجه شکر ‌گزاری او آشکار گردد و به مقام قرب پروردگار نزدیکتر شود او که اموال، زراعت و گوسفندان فراوان و فرزندان برومند و لایق و متعدد داشت در یک آزمون بزرگ همه چیز خود را از دست داد و خود نیز به بیماری شدیدی مبتلا شد.
 

img/daneshnameh_up/0/01/p1-1.jpg


آن حضرت چنان بیمار گشت که از شدت درد به خود می‌پیچید و بدین‌سان اسیر و در بند بستر بیماری و درد گردید ولی هیچ یک از این امور، از شکر او نسبت به درگاه خداوند نکاست. زخم‌ زبانهای زیادی از دوست و دشمن شنید، مصیبتی که شاید بالا‌ترین مصائب بود گاهی راهبان بنی‌اسرائیل و عبادت‌کنندگان آنان به دیدنش می‌آمدند و به صراحت می‌گفتند: تو چه گناه عظیمی کرده‌ای که به این عذاب الیم گرفتار شده‌ای؟ ولی باز هم آن حضرت صبر را از کف نمی‌داد و چشمه‌ی زلال شکر و سپاس الهی را به کفران و نا‌شکری آلوده نمی‌ساخت تنها کاری که کرد این بود که بعد از مدتی طولانی به پیشگاه خداوند عرض کرد:
بارپروردگارا! شیطان مرا به رنج و عذاب افکند اما انتظار گشایش را تنها از تو دارم.

هنگامی که تمام آزمایشات را پشت سر گذارد در‌های رحمت الهی به روی او گشوده شد و افزون‌تر از آنچه داشت نصیبش گشت.