هميشه تاريک مي آيي
تکه اي از خوابم را مي ربايي ،
و آشفته ترين شب جهان را
در جانم مي ريزي !
اينگونه بي قرارم مکن !
يک
بار با چراغ بيا
چيزي گزيده تر ازخوابم مي يابي:
روياهايم ،
که در پشت پلک هايم به تماشايت به خواب رفته اند
.