شعر خوانی " برای کودکان و نوجوانان
شعرخوانی چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی ظرفیتهای خاصی دارد.
بلند خواندن شعر، جمعخوانی، شعرخوانی در جمع باعث میشود درک خواننده از شعر عمیقتر صورت بگیرد، زیباییشناسی را غنا میبخشد و تسلط بر خواندن شعر را برخواننده پس از چند بار خواندنش شعر آسان میکند.
هنگامی که شعر با صدای بلند و در جمع خوانده میشود لذت شعرخوانی دوچندان خواهد شد، امکان گفتوگو بر سر مفاهیم و مضامین و درونمایة شعر در جمع امکان کشف و درک و دریافت معانی شعر را برای خوانندگان افزایش میدهد. وقتی تکتک افراد حاضر در گروه شعر را شنیده و به آن اندیشیدهاند میتوانند از منظر خود درباره شعر سخن بگویند و به معنا و مفهوم مورد نظر شاعر نزدیکتر شوند. دنبال کردن داستان در شعرهای روایی همچون مثنوی، شاهنامه، حکایات سعدی و… نیز برای خوانندگان لذتبخش است، توجه به هندسة دقیق کلمات در شعر، انرژی موسیقایی و عاطفی موجود در واژهها و تناسب در انتخاب واژهها و چیدن آنها در کنار یکدیگر توسط شاعر و هماهنگی بین فرم و محتوا در شعر از عواملی است که خواننده را دچار التذاذ از بلندخوانی شعر مینماید و گاه خواننده را به مرز حیرت و شگفتزدگی میرساند.
آدمی با قوة باصرة خود، با شکل بخشیدن به یک فکر، تصوری را در ذهن خود به وجود میآورد، از سوی دیگر، شنوایی، ذهن را در یک آن به کار میاندازد و این واکنشی است بیتصویر که حوزة عمل آن گسترده است و پاسخ را از مراکز وابسته به احساسات برمیگرداند، این مراکز محرک وابسته به احساس صوتی با تجربههای معنوی، حسی، ذوقی یا ذهنی پیوند دارد.
وقتی که منطق روابط تغییرناپذیر را دریافت میکند، کاربرد آن را فراموش میکنیم. بنابراین هنگامی که، ظرفیت شنوایی خود را در مرکز تجربة احساسی قرار میدهیم امکان آن به وجود میآید که صدای یک زنگ، یک حرکت را بشنویم. این گنجایش هوشی، از ظرفیت تحلیلی «بینایی» و مداومی که به طور طبیعی به کار میگیریم متفاوت است. کیفیت «هوش درونی» شباهتی فوق العاده با آنچه که یونانیان «منطق محض» یا هندیان «اندیشة دل» مینامند دارد. مصریان باستان نام بسیار زیبای «خرد دل» را بر آن نهادهاند و رسیدن به این کیفیت ادراکی از بزرگترین اهداف زندگی محسوب میشد.
شعرخوانی یکی از راههایی است که باعث فعال شدن «خرد دل» میشود. قدرت تحلیل شعر پس از برقراری ارتباط حسی با شعر امکانپذیر میشود. دریافت انرژی موجود در واژهها و مصراعها و در نهایت، انرژی موجود در یک شعر واحد و ترکیب معانی دریافتی با تجربة حسی و عاطفی فرد وی را به نوعی تحلیل منحصر به فرد از شعر خواندهشده هدایت میکند.
در هنگام خواندن شعر واژهها و مصراعها معانیای را بر ذهن آدمی متبادر میکنند. این معانی با تجربیات گذشتة فرد تلفیق شده و موجب درک میشود، درک مفهوم و معنی همراه با حس و عاطفهای خاص در خواننده همراه است. اگر شعرخوانی به شکل صحیح انجام شود و به اصطلاح شعر، توسط خواننده «اجرا» شود آفرینشی تازه اتفاق میافتد. در این موقعیت میتوان گفت که «خواندن خلاق» اتفاق افتاده است. خواندن خلاق، یک بار دیگر آفریدن متن است؛ متنی که توسط نویسنده یا شاعر خلق شده است.